جان لیلا
![]()
همان روزی که گشتم مستِ نازت جان لیلا
شدم مجنون به چشمانت چه راحت جان لیلا
شنیدم از تهِ دل چشم به راه بودی تو آن شب
تو می دانی که می میرم به راهَت جان لیلا
در آن شب که تمام چشم تو در پُشت در بود
تمام جان من سوخت در نگاهت جان لیلا
تو یک شب انتظارِ ما به چشمانت کشیدی
به جان و دل شدم چشم انتظارت جان لیلا
برایم نَهرِ آبی تو چو جُوی تشنه می جویم
تو را از چشمه ساران من نشانت جان لیلا
چو اشکم بر زمین ریزد دلی آشفته می گردد
همی با جان و دل سوزم حلالت جان لیلا
به یاد آور که می گفتم دلم گشته اسیر تو
اسیر و مست و حیرانم خُمارت جان لیلا
چو اَفتاب لب بامم دگر ما را نمی بینی
که عمری را تو بردی در اسارت جان لیلا
به وقت هر قُنوتم ذکر یارب بوده ای تو
خدا داند نماز من به گاهِ هراشارت جان لیلا


