تو همون حس غریبی

کاش می شد واژه ها را شست و انتظار را تفسیر کرد ولی افسوس...!
میدانی مرز انتظار کجاست؟!
آنجا که قطره اشک یک منتظر سدی از دلواپسی ساخته و قطره قطره انتظار را ذخیره می کند،
آنجا که وجودش چون جرعه ای آب از تشنه ای رفع عطش می کند
همیشه تشنه دیدارت خواهم ماند
+ نوشته شده در شنبه سیزدهم تیر ۱۳۸۸ ساعت توسط عاشق
|